تبليغاتX
users online DIAKO تا فهمیدی دوستت دارم دلم برات بازیچه شد


تا فهمیدی دوستت دارم دلم برات بازیچه شد





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

                                                                       


 

 

بهێڵه‌

 

بهێڵه‌ بۆیه‌ك جاریش پێت بلێم گیانه‌

 

له‌به‌رده‌مم رامه‌كه‌ دونیای دڵـم ‌هه‌رگریانه‌

 

من نه‌جارێ هه‌زار جاره‌ هه‌ست و سۆزم بدركێنم

 

قه‌ت تێناگه‌ی قه‌ت نازانی من بۆ جی وازناهێنم

 

 

شعر نه‌ما باسی نه‌كه‌م وشه‌ نه‌ما نه‌ی دركێنم

 

به‌دوای تۆدا له‌رێی تۆدا وا ژیانم ئه‌فه‌وتێنم

 

ده‌تۆ جارێ ره‌عمێ بكه‌ دڵ شكاندم گوناهه‌

 

به‌رامبه‌رم به‌وه‌فا به‌ ده‌ركه‌ له‌سینه‌م ئه‌م ئاهه‌


 من و تۆ

دوو ئه‌ستێره‌ین له‌ ئاسمان

من و تۆ

له‌نێو دوو گه‌شتی جوداین

من  و تۆ

هه‌ر له‌ شه‌ودا چیژوانین

من  و تۆ

له‌ سه‌ر یه‌ک رێره‌وی ژیانین

من  و تۆ

 

هه‌ وه‌ک په‌ریوو دور له‌ یارین

من  و تۆ

به‌سه‌دان میل دوورین

من و تۆ

ئاخ له‌ من

وای له‌تۆ

چه‌ن بێ شانسین


 


مه‌پرسه‌ لێم

سڵاوێکی گه‌رم له‌ ئازیزان، منیش به‌ش به‌ حاڵی خۆم حه‌ز ده‌که‌م له‌م بلاگه‌ به‌ چه‌ند دێرێک ئه‌م به‌شه‌ به‌سه‌ر بکه‌مه‌وه‌. هه‌رچه‌نده‌ من شاعیر نیم، به‌ڵام پێم خۆش بوو لێره‌ به‌م چه‌ند دێره‌ به‌شدار بم .. سوپاس بۆ خوێندنه‌و و بۆچوونت

------------------------------------------------------------

 

مه‌پرسه‌ لێم

هه‌ستم چۆنه‌ !؟

به‌رامبه‌ر ئه‌م عه‌شقه‌ی تۆ

ڕۆژگارم به‌سه‌ر ده‌به‌م

چرکه‌یه‌ک نیم

بێ تۆ..

بوویت به‌ دیه‌م

به‌ هه‌ناسه‌م

به‌ ساته‌ چرکه‌ی پڕ له‌ تاسه‌م

من بێ تۆ نیم

بێ تۆش نابم

تا وه‌ستانی ترپه‌ی دڵ و

تا بڕانی دووا هه‌ناسه‌م

 


وێنه م كێشا وه ك گوڵێ

وێنه م كێشا وه ك دڵێ

چاو ڕه شی وه ك ترێ

گه رده ن سپی وه ك په رێ

نه كه ی بڵێی وا مه ڵێ

به ڵكو زیاتری له گوڵێ

پیرۆزتری له دڵێ

 


 


 



نويسنده: دیاکو مورخ: سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 در ساعت: 23:42
|+|

 

 

 نفس های بی هدف

بگو دکترا برن این نفسای آخره

تو برام فقط بخند اینجوری خیلی بهتره

دم آخری بزار سیر بشینم نگات کنم

غزل آخرمو فدای خنده هات کنم

عزیزم گریه نکن خراب هر هق هقتم

کاش نفس یاری کنه بازم بگم عاشقتم

بگو هیچکسی نیاد میخوام باهات تنها باشم

دستات رو به من بده که دارم از هم می پاشم

دیگه بی تابی نکن آشفته حالم میکنی

از همه چیه من بگو بگو حلالم میکنی؟

با توام تا به ابد نمیشی از دلم جدا

گل مهربون من قرارمون پیش خدا

خنده هاتو هیچکسی نشونم نمیده

تا میام حرف بزنم گریه امونم نمیده

میدونم سخته ولی رفتن من حقیقته

واسه من گریه نکن این آخرین وصیته

از پشت شیشه دیدم دستش تو دست تو بود

 

دیگه بهم دروغ نگو نگو کسی پیشت نبود

 

نگو که باور ندارم حرفای عاشقونتو

 

جمع کن ببر از دل من او عشق بچه گونتو

 

برات یه بازیچه بودم تو لحظه های بی کسی

 

گفتی فقط منو داری دل نمیدی به هیچ کسی

 

اما فراموشت شده حرفایی که بهم زدی

 

گفتی به من عشق منی دیدی بهم نارو زدی

 

برای رفتن از پیشم چقد هراسونه دلت

 

مگه میخوای کجا بری اینجوری گریونه چشت

 

اگه نمیدونی بدون دلم شکسته از دلت

 

نفرین قلب عاشقم همیشه هست پشت سرت

 

تا فهمیدی دوستت دارم دلم برات بازیچه شد

خواستم که نفرینت کنم اما دلم راضی نشد

طفلی دلم نمی دونست می خوای که اونو بشکنی

زیاده حرفای دلم خودت نخواستی بشنوی

چرا نخواستی بشنوی هق هق شبونم رو

چرا خواستی بشکنی منو دلو غرورم رو

چی رو می خواستی ببینی اینکه دارم داغون میشم

من که گفته بودم بمون واسه شب هات بارون میشم

پس چرا رفتی از پیشم ،خیلی ساده

این نبود حق من که تو بازی کنی با این دل خسته و پر درد من

جواب این همه اشک رو بگو چه جور می خوای بدی

فکر نمی کردم یه روز منو تنها بذاری بری...

یادت میاد منو تو آتیشه عشقت میسوزوندی 

منو با طعنه و حرفات جلو همه می کوبوندی

قلب مهربونه منو چه ساده زدی شکوندی

دیدی آخرشم رفتی اینجا گذاشتی و نموندی

چي بگم از كجا بگم دردمو با كيا بگم

بهتره كه دم نزنم حرفي از عشم نزنم

از عشقي كه گم شد و رفت عاشق مردم شد و رفت

عشقي كه بي فروغ نبود براي من دروغ نبود

بغض نشسته تو گلوم وقتي نشستي رو به روم

من از خودم چرا بگم بايد از اون چشم ها بگم

خيره تو چشم مست تو دست ميدم به دست تو

دل از زمونه ميكنم حرف دلم رو ميزنم

چه حالتي داره چشات نرگس بيمارچشات

چشم تو خوابم مي كنه مست و خرابم مي كنه

وقتي نشستي رو به من از عاشقي بگو به من

بزار چشمات دل ببره اين جوري باشه بهتره

چشمات اگر پس نزنن چشم هاي سر سپردمو

ميشه فراموش كنم خاطره هاي مردمو

چته آسمون دوباره،کم آوردی باز ستاره؟                   

اشک نریز اخماتو واکن، به خدا فایده نداره

می گن اشک اگه بریزی، آرومت می کنه اما                    

اونی که گذاشته رفته ، کی مارو به یاد میاره؟

اگه اون یه کم دوست داشت بی خداحافظی نمی رفت                 

دعا کن خدا تلافی، سر قلبش در نیاره

آسمون دیگه تموم کن، گریه رو فقط دعا کن                    

که خدای آسمونا، هیچ روزی تنهاش نذاره

پشت سرم گریه نکن مسافرم مسافرم

اشکاتو هی هدر نده باید برم باید برم

جلوی راهمو نگیر نزار منم گریه کنم

صلاحمون اینه عزیز باید برم سفر کنم

طاقت اشکاتو ندارم تو رو خدا بزار ببارم

خدا نخواست قسمت اینه که من تو رو تنها بزارم

تو رو خدا گریه نکن این قدر نگو نرو نرو

بغضم داره می ترکه این قدر نگو نرو نرو

این جوری بی تابی نکن الهی قربونت برم

خدا نگهدارت باشه باید برم باید برم

ازت تمنا میکنم بگذر تو از گناه من

دیگه تمومه عمرتو نمون تو چشم به راه من

نگو که بی وفا بودم قسمت ما همین بوده

نفرین نکن عزیز من جدایی تو کمین بوده

کاش که دلم پیش تو بود واسه همیشه تا ابد

یکی نبود بهم بگه.... اخه نمیشه تا ابد

دیگه گریه نمی کنم فرصتمون تموم شده

به پای این فاصله ها این عمره که حروم شده

آروم برو از دیار ما اهل یک جا نبودیم

منم میرم از خاطرت ما فکر فردا نبودیم

مثل تموم قصه ها مجنون بازم دوره عزیز

کلبه ی عاشق دلم بی تو سوت و کوره عزیز

ازت تمنا میکنم بگذر تو از گناه من

فقط اینو یادت باشه نمیری از نگاه من ......

 


نويسنده: دیاکو مورخ: یکشنبه دوازدهم آبان 1387 در ساعت: 21:49
|+|

دیاکو
lebanon 

             

چقدر دوست داشتم یك نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟

چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟

اما افسوس كه هیچ كس نبود ...همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره ... آری با

تو هستم!

با تویی كه از كنارم گذشتی و حتی یك بار هم نپرسیدی چرا چشمهایم همیشه بارانی

است

... افسوس

 

             

syria

           

دیگه گریه هم هوای دلمو وا نمیکنه.... وقتی به دنیا آمدم صدایی در گوشم طنین انداخت

و گفت تا آخرین لحظه عمرت با تو خواهم بود گفتم : تو کیستی؟؟؟ گفت:    غم   !!!

خیال کردم غم عروسکی است که می توان با آن بازی کرد ولی حال که فکر می کنم می بینم

که خود عروسکی هستم

غم

 

دیگه گریه هم هوای دلمو وا نمیکنه.... وقتی به دنیا آمدم صدایی در گوشم طنین انداخت

و گفت تا آخرین لحظه عمرت با تو خواهم بود گفتم : تو کیستی؟؟؟ گفت:    غم   !!!

خیال کردم غم عروسکی است که می توان با آن بازی کرد ولی حال که فکر می کنم می بینم

که خود عروسکی هستم

                  

lebanon

سکوت عشق

 

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم

 

 

  خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

 

 

خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم

 

 

 در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم

 

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

 

و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد

 

چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟

 

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

 

خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی

 

خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی

 

خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم

 

خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی


 

              

lebanon

گوش بده به حرفام امشب اگه خوابي يا که بيدار

اين جدايي تا ابد نيست برو به اميد ديدار

اگه يه روزي دلتو تنگ گريه هاي من شد

وعده ما کنج حسرت زير سايه سپيدار

                

finland

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي

نيست گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن گفتي بايد بروم حوصله اي نيست

پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف رفتي تو و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي

  كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست

رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست

syria

دلم از  نرگس   بيمار  تو   بيمارتر  است         چاره كن درد كسى كز همه ناچارتر است

 

من بدين طالع برگشته چه خواهم کردن         كه  ز مژگان  سياه  تو نگون  سارتر است

 

گر  تواش  وعده ديدار   ندادى   امشب         پس  چرا ديده  من از  همه  بيدارتر  است؟

 

هر  گرفتار    كه   در بند تو    می نالد زار         مى برد  حسرت  صيدى  كه گرفتارتر است

 

عقل پرسيد كه دشوارتر از مردن چيست         عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است

finland

چشماي تو براي من عالم زندگانيه

رنگ چشات براي من اميد زندگانيه

من ميميرم اگه تو پيشم نموني

رنگ دلم آبي شده ميشه تو پيشم بموني

چشماي من منتظرن منتظر رسيدنت

بيا ديگه تنهام نزار فرشته ها ندزدنت ؟

اين قلب من ميتپه براي تو همينو بس

دق ميكنم اگه نياي من ميميرم گوشه قفس

واي رسيدي عزيز من دلم برات تنگ شده بود

عزيز من ميدونستي ديشب هيچ ستاره اي غايب نبود

من بودمو تو بوديو ستاره ها مهمونمون

پيشم بمون پيشم بمون پيشم بمون
 

finland

وقتی بهم گفتی که دیگه من رو نمی خوای...

احساس کردم یه چیزی از روی صورتم روی پاهام ریخت ، فقط حدس زدم دارم گریه می کنم.

ولی طبق عادت فقط لبخند زدم و باور نکردم که من رو نمی خوای.

ولی وقتی دوباره تکرار کردی...

شوری و نمناکی اشکام رو ، روی لبام مزه مزه کردم...

هیچ وقت اشکهام اینقدر شور نبود...

مخصوصاً اینبار... که با درد قلبم... همراه شده بود.

نمی دونستم ممکنه یه روز قلبم اینقدر درد بگیره که برای آروم کردنش مجبور باشم اینطور گریه کنم...

باید یه رابطه بین سوزش قلب با شوری اشکها باشه...

چقدر خستم ...

 

finland


 

وقتی نفس تو سینه
با عطر تو میشینه
معنای زنده بودن
برای من همینه
قطره قطره چکیدن
از گرمای نگاهت
لحظه لحظه منتظر
بیا که نشستم چشم براهت
وقتی نیستی
دنیا برام زندونه
قلب عاشق
بی تو شده دیوونه

نذار کسی تو قلبت
جای منو بگیره
آروم آروم عشق من
در یاد تو بمیره
بیا با من یکی باش
به رسم عاشق بودن
دوست دارم رو یکبار
فریاد بزن عشق من
وقتی نیستی
دنیا برام زندونه
قلب عاشق

 


نويسنده: دیاکو مورخ: شنبه یازدهم آبان 1387 در ساعت: 14:23
|+|

زیر بارون، به یاد تو گریه کردم...

 

   زیر بارون، به اون چه که گذشته خوب  فکر کردم...

   زیر بارون، از اینکه چه قدر به مرگ نزدیک شدم، بغض کردم...

   زیر بارون، صدای قلبم رُ گوش کردم..

    زیر بارون، با صدای بلند اسمت رُ فریاد  کردم...

    زیر بارون، فهمیدم که تا حالا چه قدر اشتباه، زندگی کردم...

    زیر بارون، با شنیدن طنین گیتار پسرک، خدا رُ طلب کردم...

    زیر بارون، جای خالی بوسۀ گرمت رُ با تموم وجود، حس کردم...

    زیر بارون ،اشک های  لحظۀ  خداحافظی رُ تو ذهنم، تداعی کردم...

    زیر بارون، این دنیای بی وفا رُ تا دلت بخواد، نفرین کردم...

    زیر بارون، از عشقی که تو قلبم حک کردی، یادی کردم...

    زیر بارون، به پشت سرم نگاه کردم و17 سال زندگی رُ باور کردم...

    زیر بارون، به تموم بهونه هامون تبسم تلخی کردم...

    زیر بارون، به حکمت خدااز ته دل شک کردم...

    زیر بارون به فرار ثانیه ها ا عتقاد پیدا کردم...

   زیر بارون به معنی وا قعی زیستن اندیشه کردم...

    زیر بارون شعار:« آینده ای روشن» رُ مسخره کردم...

    زیر بارون، نمی دونی که، چه قدر خودم رُ سرزنش کردم...

   زیر بارون، یه عالمه اشک، با قطره های بارون قسمت کردم...

    زیر بارون به هیچ یک از سؤالام جوابی پیدا نکردم...

فرق من و تو: گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو

 عشق                 عشق

                                 عشق  عشق          عشق   عشق 

                              ای از تو  شکوفایی   از عشق حمایت کن 

                               این قلب  مرا دریاب آنگه به من عادت کن

                                 بر  دشت  کویر  دل  تو  بارش    بارانی

                                  طوفان زده عشقم فرجامی و پایانی

                                     روییدن     من     از     توست

                                       تو        سبز     بهارانی   

                                          احساس   درونم    را  

                                            افسوس  نمیدانی

                                                  افسوس 

 

 


نويسنده: دیاکو مورخ: شنبه بیست و ششم مرداد 1387 در ساعت: 19:41
|+|

 

 

8 چيز از 8 چيز سير نمي‌شه:

1. چشم از نگاه

2. زمين از باران

3. عالم از علم

4. گدا از پول

5. حريص از مال

6. دريا از آب

7 آتش از هيزم

8  تو از من!

DIAKO

 دیروز اگر به فتنه دنیا گریستم            امروز از تباهی دنیا گریستم

 زیباترین نشانه ابد از عشق بود         وقتی که در کنار تو دریا گریستم

 چون اشکم از غرور مژگان نمیچکید      رفتم به دشت حادثه تنها گریستم

 تا لاله زار عشق بروید به سینه ها       چون ابر بر تمامی صحرا گریستم

 در کوچه ای که وعده ما بود سال ها      رفتم به یاد دیدنت سال ها گریستم

معشوقی از عاشقش پرسید: ... من قشنگم؟

 عاشق جواب داد ... نه ...

پرسید... دلش می خواد با اون باشه؟

 باز جواب داد ... نه ...

 پرسید ... اگه ترکت کنم گریه میکنی ؟

 جواب داد ... نه ...

 معشوق با چشمان پر از اشک می خواست عاشق رو ترک کنه که اون دست معشوق رو گرفت و گفت

 تو قشنگ نیستی بلکه تو زیبایی ...

 من نمی خوام با تو باشم من نیاز دارم با تو باشم ...

 اگه بری گریه نمی کنم ... می میرم.

DIAKO


 

فقط مي خوام تو چشم تو نگاه کنم


 

دلم مي خواد فقط تو را صــدا کنم


 

رفتي سفر يه وقت فراموشـــم نکن


 

من بي کسم تو ترک آغوشـــم نکن


 

چرا مي خواي اشک منو در بياري


 

عزيز مـــن مگه تو دوستـــم نداري


 

اگه بري چشماي من گريـــون ميشه


 

دلت به قلبم هميشه مديــــــون ميشه


 

دوست نــدارم تو بري و مــن بمونم


 

هرجا باشي به ياد چشمات مي مونم


 

مي سپارمت دست خداي مهربــون


 

خيلي ميــشم از رفتنت دل نگرون


 

رفتي سفر يه وقت فراموشـــم نکن


 

من بي کسم تو ترک آغوشـــم نکن


DIAKO

ای که بی تو خودم رو تک و تنها می بینم

هر جا که پا می ذارم تو رو اونجا می بینم

یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود

قصه غربت تو قد صدها قصه بود

یاد تو هر جا که هستم با منه

داره عمر من رو آریش می زنه

تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد

گونه های خیسم رو دست های تو پاک می کرد

حالا اون دست ها کجاست اون دو تاست های خوب

چرا بی صدا شده لب قصه های خوب

من که باور ندارم اون همه خاطره مرد

عاشق آسمون پشت یک پنجره مرد

آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده

انگار از اون بالا ها گریه هام رو ندیده

یاد تو هر جا که هستم با منه

داره عمر من رو آتیش می زنه

DIAKO

 

eمتشكرم

براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.
براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.
براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.
براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.
براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.
براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.
براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.
براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.
براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.
براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.
براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"
براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.
براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.
براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.
براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.
براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.
براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي

 
گر کسي را دوست داشته باشي
نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني
نمي توني دوريش را تحمل کني
نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري
نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري
واسه همينه که عاشق ها
ديوونه ميشن
 
 
بهت نگفتم تا حالا
اینکه چقد دوست دارم
اما حالا بهت می گم
بی تو دارم کم میارم
بهت نگفتم تاحالا
که بدجوری عاشقتم
بهت نگفتم تا حالا
اما حالا بهت می گم

داری کجا ها می کشی
با این دل در به در و
قشنگ مهربون من
اینجوری از پیشم نرو

بهت نگفتم تا حالا
اینکه چقد دوست دارم
اینکه چقد آرزومه
پیش چشات کم نیارم

دلم می خواد باور کنی
از ته دل می خوام تو رو
وقتی می گم بمون , بمون
وقتی می گم نرو , نرو

بری هزار سالم بشه
چشم انتظارت می مونم
بازم برای دل تو
ترانه هامو می خونم
خودت می دونی که تورو
از دل و از جون میخوامت
لیلی عشق من شدی
من مثه مجنون می خوامت

بهت نگفتم تا حالا
اینکه چقد دوست دارم
اما حالا بهت می گم
بی تو دارم کم میارم

بهت نگفتم تا حالا
که بد جوری عاشقتم
بهت نگفتم تا حالا
اما حالا بهت می گم

دلم می خواد باور کنی
از ته دل می خوام تو رو
وقتی می گم بمون , بمون
وقتی می گم نرو , نرو

DIAKO

زن یعنی نـاز ... مرد یعنی نیــاز


مرد یعنی غرور، زن یعنی شکست غرور ... مرد یعنی باید ، زن یعنی شاید

مرد یعنی آری،زن یعنی گاهی...مرد یعنی حتما ، زن یعنی هرگز

مرد یعنی اصرار ، زن یعنی انکار ... مرد یعنی بودن ، زن یعنی فنا

مرد یعنی دیدن ، زن یعنی چشم فرو بستن

مرد یعنی دم، زن یعنی باز دم

مرد یعنی منطق ،زن یعنی احساس

مرد یعنی حکومت ،زن یعنی اطاعت

مرد یعنی سخاوت ،زن یعنی صداقت

مرد یعنی رهایی،زن یعنی تسلیم

مرد یعنی شرافت،زن یعنی نجابت... مرد یعنی نهایت ،زن یعنی بدایت

مرد یعنی خشونت ،زن یعنی لطافت... مرد یعنی غیرت ، زن یعنی عزت

مرد یعنی من،زن یعنی ما... مرد یعنی صلابت،زن یعنی قداست


مرد یعنی  پیمودن ، زن یعنی صبوری...مرد یعنی اکنون،زن یعنی فردا

مرد یعنی ساختن ،زن یعنی سوختن...مرد یعنی رهبر،زن یعنی راهبر

مرد یعنی دلدار ،زن یعنی دلداده... مرد یعنی خواستن ،زن یعنی کاستن

مرد یعنی ربودن،زن یعنی کشش ...مرد یعنی بیارام ،زن یعنی بیاسای

مرد یعنی یک جرعه هوس،زن یعنی جام لبریز نفس

مرد یعنی شوهر ،زن یعنی همسر

مرد یعنی سالار ، زن یعنی ره سپرده به دامان یار


مرد یعنی نیمی از وجود ، زن یعنی نیمه دیگر

مرد یعنی پدر ، زن یعنی مادر

و اما با اینهمه معانی بی انتهای دشت آشنایی ،

مرد یعنی انسان یعنی دریای احساس یعنی دوست داشتن جاودانه

یعنی تکیه گاه وجود یعنی آرامترین خلقت

و زن یعنی آرامگاه خلقت یعنی از سر تا پای ایثار

و مرد یعنی واژه ی غیرت و مردانگی یعنی هستن ..شدن و گشتن

و زن یعنی مهر و وفای بی کرانه یعنی انس و صفای خالصانه

یعنی امید بخش روزهای آینده یعنی همراه و همدم تنهایی ها و غربت

و همسفر راه پررمزو راز زندگی و در یک کلام مرد یعنی پدر برای آنکه در باغ

عشق و وفا و صفایش در دامانت خواهدبالید

و مرد یعنی تنها یک واژه و آنهم مرد

و زن یعنی تنها یک واژه و آنهم عشـق

DIAKO+KOOMAR+MASOD

عشق که رازی نداره همیشه صاف و ساده ست اما:

راز اول عشق  
راز عشق در تواضع است . این صفت نشانه ی تظاهر نیست. بلکه

نشان دهنده ی احساس وتفکری قوی است. میان دو نفری که یکدیگر

را دوست دارند ، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه ی محبت

نها را تازه و با طراوت نگه میدارد.  

راز دوم عشق
راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیرند،اما احترام دو

 طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت

است، با احترام به نظرهایش گوش کن . احترام باعث می شود که او

بتواند خودش باشد.

راز سوم عشق

راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد . عشقي كه آزادانه

 هديه نشود ، اسارت است.


راز چهارم عشق 

راز عشق در اين است كه رابطه تان را مانند يك باغ با محبت تزيين

 كنيد . بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه بكار كه زيبايي برويد . ضمنا

 فراموش نكن كه باغ را بايد هرس كرد ، مبادا غنچه هاي گل پوشيده

 از علف هاي هرزه ي عادت ها شود .براي آنكه عشق همواره با

 طراوت بماند ، بايد به آن مثل هنر ، خلاقانه نگاه كرد   

راز پنجم عشق  
راز عشق در خوش مشربي است . شوخي با ديگران را فراموش نكن

 ، در ضمن مراقب شوخي ها هم باش . شوخي ناپسند نكن . شوخي

 بايد از روي حسن نيت باشد ، نه نيشدار


راز ششم عشق  
راز عشق در اين است كه هر روز كاري كني كه شريك زندگيت را

خوشحال كند ، كاري مثل دادن هديه اي كوچك ، تحسين ،لبخندي از

 روي محبت . نگذار كه جويبار محبت تان از كمي باران ، بخشكد   

راز هفتم عشق 

راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق ، يعني تفكر را از ياد

 نبري . آيا يك رابطه ي دراز مدت ، مهمتر از اختلافات كوچك و زود

 گذر نيست ؟

  
راز هشتم عشق 

راز عشق در اين است كه مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي

 ، و صبر كني تا خونسردي را دوباره به ذست آوري . با اين كه

احساس جلوه ي الهام است ، اما شخص عصباني نمي تواند چيز ها 

 را با وضوح درك كند . قلبت را آرام كن تنها به اين وسيله مي تواني

 چيز ها را همان طور كه هستند ، دريابي .   

راز نهم عشق  
راز عشق در اين است كه طرف مقابلت را تحسين كني . هرگز با

فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند ، از تحسين كردن غافل

 مشو . مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي :

دوستت دارم . گرچه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ، اما

 كلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند    

 راز دهم عشق  
راز عشق در اين است كه در سكوت دست يكديگر را بگيريد . كم كم

ياد مي گيريد كه بدون كلام رابطه برقرار كنيد .  

راز یازدهم:

راز عشق در این است

به عشق بیشتر از یکدیگر احترام بگذارید

 زیرا عشق هدیه ازلی خداوند است

DIAKO &DANIEL

هنوزم....

هنوزم در پي اونم که ميشه عاشقش باشم                                                       

مثه درياي من باشه منم چون قايقش باشم                                                   

هنوزم در پي اونم که عمري مرحمم باشه                                                   

شريک خنده و شادي رفيق ماتمم باشه                                                       

هنوزم در پي اونم که عشقش سادگي باشه

نگاهاي پر از مهرش پناه خستگيم باشه                                          

ميگن جوينده يابندس ولي پاهاي من خستس                                                      

من حتي با همين پاها ميرم تا حدي که جا هست                                                    

هنوزم در پي اونم که اشکامو روي گونم                                                       

با اون دستاي پر مهرش کنه پاک و بگه جونم                                         

بگه جونم نکن گريه منم اينجام بذار دستاتو تو دستام

تو احساس منو ميخواي منم اي واي تو رو ميخوام

خدايا عشق من پاکه درسته عشقي از خاکه

منم اون عاشق خاکي که از عشق تو دل چاکه

DIAKO&DANIEL

عشق                                      بيداد    من

باختن                  يعني                    لحظه                 عشق

جان                          سرزمين             يعني                        يعني

زندگي                                 پاک من عشق                               ليلي و

قمار                                                                                    مجنون

در                             عشق يعني ...           شدن

ساختن                                                                                    عشق

دل                       شاد ی                                                   يعني

كلبه                                                                      وامق و

يعني                                                                   عذرا

عشق                                                           شدن

  من                                                عشق

 فرداي                                يعني

  كودك                        مسجد

  يعني             الاقصي

عشق  من

 

عشق                                      آميختن                                         افروختن

يعني                                 به هم          عشق                               سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                       كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                   بيشمار

 

  عشق                                 من

    يعني                           الاسرار

    كلبه                  مخزن

         اسرار     يعني

عشق  

DIAKO

خواستم زندگي كنم ........ راهم را بستند
به ستايش روي آوردم ...... گفتند خلاف است
به عشق روي آوردم ....... گفتند گناه است
خنديدم ...................... گفتند كودكانه است
گريستم ..................... گفتند ديوانه است
و حال كه در عزاي عشقت نشسته ام و هيچ نمي گويم
همه گويند كه .............. هي !! فلاني عاشق است؟؟؟؟

از آتش پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من سوزانتر است

از گل پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من زیباتر است

از شمع پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من عاشق تر است.

از خودش پرسیدم تو کیستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم

دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی

دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی

دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

تو ، خودت را هدیه ام کردی ، ولی من هم

شعرهایم را که بی پرواست ، می دانی؟

هر چه می خواهیم – آری – از همین امروز

از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟

گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم

روح تو ، هم – سایه دریاست می دانی؟

دوستت دارم!» - همین ! – این راز پنهانی

از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟

عشق من ! – بی هیچ تردیدی – بمان با من

عشق یک مفهوم بی « اما» ست ، می دانی؟

 

 

 


نويسنده: دیاکو مورخ: یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 در ساعت: 20:40
|+|

به‌ڵێن ده‌ده‌م 


 

 

گه‌رچی گوڵم تۆ له‌م دووریت


 

بێگومان به‌ خۆشم ده‌وێیت


 

ڕۆحم قوربانی ڕۆحت بێت


 

دڵم قوربانی دڵت


 

به‌ڵێن ده‌ده‌م


 

دڵ به‌ که‌سی تر خۆش ناکه‌م


 

چونکه‌ گیانه‌ واهه‌ست ده‌که‌م


 

ژیانم به‌بێ تۆ تاڵه‌


 

به‌ڵێ سه‌خته‌ و هه‌م مه‌حاڵه‌


 

چۆن مۆم هه‌روا گڕی ئه‌م ئه‌شقه‌ی تۆش


 

به‌ ناو ناخ و دڵ و ژینم پاڵ ده‌کێشێ


 

بۆیه‌ ده‌ڵێم بێ دوودڵی


 

خۆشم ده‌وێی هه‌تا مردن


 

خۆشم ده‌وێی ڕووناکی هه‌ردووچاوم
 
 

گیانه‌ به‌دڵ و به‌گیان تۆم خۆش ده‌ویست


به‌ڵام خوا چاوی زه‌مانه‌ کوێرکا من و تۆی له‌یه‌ک کرد


که‌ تۆش به‌ره‌و ئاگرێکی ئاشقانه‌ ڕۆیشتی


ومنیشت جێ هێشت

 

 


به‌رگه‌ی دووریت ناگرم گیانه‌

له‌وه‌ زیاتر دڵم شه‌یدای دۆزه‌خ مه‌که‌

تۆم تا ڕاده‌ی خۆشه‌ویستی خۆش ده‌وێت

له‌دووری که‌وتووم که‌ کونجی ژووره‌ تاریکه‌که‌م

ته‌نها یادگاریه‌کانت شک ده‌به‌م بۆ خۆشی دڵم

له‌جوانی ئێوارانمدا مانگ شه‌رم ده‌کات بدره‌وشێته‌وه‌ به‌رامبه‌ر ڕوخسارت

ئه‌خر من چیبکه‌م دوورم لێت

وه‌ک جاران ناتوانم وشاکانم له‌گه‌ل له‌گه‌ڵ په‌نجه‌ ناسکه‌کانی بای شه‌ماڵی ئێواران

به‌روخسارتی ئاشنا بکه‌م

ده‌سا به‌سه‌ ئه‌م دووری‌یه‌

دڵم به‌رگه‌ی مه‌رگح ئه‌شق ناگرێ

ئه‌گه‌ر تۆ به‌ فرمێسکه‌کانی من ئه‌گه‌ڕایته‌وه‌

ئه‌وا من ئه‌مام
 
 

 


دڵی خۆت پێشکه‌ش کردم که‌چی خۆشت لێت سه‌ندمه‌وه‌

مادام نازانی خۆشه‌ویستی مانای چی‌یه‌،

بۆ پێت وتم خۆشم ده‌وێیت

بڕۆ لێم دووربه‌ بێ‌وه‌فا

ئه‌م خۆشه‌ویستی‌یه‌ پاکه‌ تاکه‌ی دڵشکاندنی تێدا بێت

هه‌ی بێ‌وه‌فا

 

 


خۆشم ده‌وێیت سیاتتر له‌وه‌ی که‌ شه‌پۆل که‌ناری ده‌ریای خؤش ده‌وێت
زیاتر له‌وه‌ی خۆر ئاسمانی خۆش ده‌وێت
زیاتر له‌وه‌ی که‌ مانگ ئه‌ستێره‌کانی خۆشده‌وێت
به‌ڵێ خۆشه‌ویسته‌ژکه‌م، زۆر خۆشم ده‌وێیت
به‌ڵام هه‌ست ده‌که‌م هێشتا که‌مه‌ چونکه‌ من له‌خۆم زیاتر تۆم خۆش ده‌وێت
 
 

 


ئه‌گه‌ر بمزانیدایه‌ خۆشه‌ویستی ئه‌وه‌نده‌ گرانه‌
هه‌رگیز به‌سه‌ر شاخی خۆشه‌ویستی تۆده‌ هه‌ڵنه‌ده‌گه‌ڕام
ئه‌گه‌ر ده‌مزانی ڕێگای خۆشه‌ویستی تۆ ئه‌وه‌نده‌ دوور و درێژه‌
هه‌رگیز نه‌ده‌بووم به‌ ڕێبواری ئه‌م ڕێگایه‌
به‌ڵێ ئه‌گه‌ر تۆ نه‌بویتایه‌
چاوانی من شه‌وانه‌ و ڕۆژانه‌ فرمێسکیان بۆ تابلۆ بێڕه‌نگه‌کانی تۆ نه‌ده‌ڕژاند
من هه‌رگیز تازه‌ له‌ناو ده‌ریای ئه‌شقی تۆدا ڕزگارم نابێ
چوونکه‌ من له‌ناو هه‌ستی ئه‌شقێکی بێناونیشاندا ده‌ژیم
ئاخر ئه‌زیزه‌که‌م من تاکه‌ی چاوانم له‌ڕێگه‌ی دووریه‌که‌ی تۆدا بڕوانێ
 

دووری له‌ نیشتیمان

 


تاکه‌ی دووربم له‌ دڵی دڵدارم

تاکه‌ی بێباس بم له‌ باوانم

تاکه‌ی بڵێم خۆشم ده‌وێی دڵ و گیانم

تاکه‌ی بڵێم ئاخ.. چیتر ناتوانم

* * *

من مرۆڤێکی بێنیشتیمانم

تاکه‌ی وێڵ و سه‌رگه‌ردانبم له‌م هه‌نده‌رانه‌

ئیتر به‌سه‌ ژیانی ئه‌م غوربه‌تانه‌

روحم بێزاره‌ و گریانم وه‌کو بارانه‌

دڵم پڕ له‌خه‌مه‌ و ژینم هه‌نسک و گریانه‌
* * *
تاکه‌ی فرمێسک بڕژێ له‌ چاوانم

تاکه‌ی من دووربم له‌ خواسته‌کانم

چیتر بابه‌سبێت ئاهو ناڵینم

ده‌گه‌ڕێمه‌وه‌ بۆ کوردستانم
 
 
 
تو خوا هه‌ڵبڕه‌ دووچاوی ڕه‌شت
چیتر مه‌ڕێژه‌ فرمێسکی گه‌شت
من کۆترءکم بێ لانه‌و ته‌نیا
بمکه‌ میوانی گه‌رمی به‌وه‌شت
 
 
 
خۆشه‌ویسته‌که‌م بێتۆ ژیانم سه‌رگه‌ردانیه‌
گه‌ر دووربم له‌ نیگه‌رانیت ئیتر دونیام بۆچی‌یه‌
گه‌ر تۆ سۆزت بۆ من نه‌بێ
سۆزی خه‌ڵکیی دیم بۆ چی‌یه‌
گه‌ر نیگای تۆ نه‌بینم
کوێریشبم گرنگ نیه‌
گه‌ر شیعرێ بۆ تۆ نه‌بێ
نووسینی مانای چی‌یه‌
هه‌ر چوار وه‌رزی ساڵیشم
به‌بێتۆ ڕه‌نگی نی‌یه‌
 
 


نويسنده: دیاکو مورخ: دوشنبه بیستم اسفند 1386 در ساعت: 23:43
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+

diako